دل سوخته رمشک
اومدی دائی جون از راه دور.
خسته اما مهربون.
اومدی خاموش شد.
بی توآروم جون ساختم یا سوختم.
(بنام قلب های شکسته)
دائی عزیزم
از وقتی که از پیشمان رفتی
شعله هاناله ها.
اومدی تا این راب من معنا کنی.
درغبارخستگی و غربت فریادها.
اومدی دل دوشنبه شود عشق و زندگی .
شد دلم پروانه ی پرواز کرد
به آسمون اومدی اماب دل دارم
من ترس ازخدا شاید این رویای من باشد
یا یک خواب اما نه.
او نقد با این ساختمو سوختم.
سوختم امان چون شمع دربین جمع
لاله م گزداغ تنهای به صحرا سوختم.:







